"ایام عزای اباعبدالله احسین (ع)را تسلیت میگوئیم "
مسلمان باید گفتار و كردارش با دستورات الهى مطابق باشد تا بندگى‏اش مقابل پروردگار ثابت شود.

 پیامبر اكرم‏ صلى الله علیه وآله وسلم بیش از صفت نبوت به عبودیّت خدا متصف است؛ مسلمانان هر روز چند بار با خواندن جمله «أشهد أن محمداً عبده و رسوله»، به این حقیقت توجه دارند كه بایستى همچون پیامبر، بنده خدا بود و به دستورات او به درستى عمل كرد؛ بنابراین مى‏توان گفت: داشتن دوست دختر، نوعى رابطه غیر شرعى و غیر اخلاقى است كه با بندگى خدا نمى‏سازد؛ علاوه بر این آبروى

افراد و خانواده‏ها در جامعه اسلامى، به خطر مى‏افتد.

دختر و پسرى كه از این طریق به فساد و فحشا كشیده شوند چه بسا به بن‏بست شخصیتى و اجتماعى برسند و احیانا" دست به اعمال ناشایستى همچون خودكشى بزنند، یا اینكه دچار آسیبهاى دیگرى بشوند.

اسلام هیچ گاه رابطه‏اى كه مردم را به فساد و بى‏آبرویى و خودكشى بكشاند تأیید نمى‏كند؛ بلكه به شدّت با آن مخالف است. پیامبر اكرم‏ صلى الله علیه وآله وسلم در خطبه شعبانیه مى‏فرمایند: «غضوا عما لا یحل النظر الیه أبصاركم»؛ (اى مردم)! چشمانتان را از آنچه نگاه به آن حلال نیست، ببندید! بنابراین وقتى نگاه شهوت‏انگیز به نامحرم مجاز نیست، ارتباط دوستانه با او چگونه مشروع  است؟!

گفتنى است، جاذبه‏هاى جنسى، نوعى یا مرتبه‏اى از عشق است و نمى‏توان این را انكار كرد؛ امّا باید دانست هر عشقى انسان را به سعادت نمى‏رساند؛ عشق حقیقى (عشق انسان به خدا و آنچه مظهرى از جلوه او است) انسان را خوشبخت مى‏كند امّا عشق مجازى؛ مانند عشق دو جنس مخالف به یكدیگر، اگر با عفّت همراه باشد نیز به عشق حقیقى مى‏رسد و آنان را به خوشبختى نزدیك می كند در غیر این صورت آنان را به فساد مى‏كشاند.

«آنكه هر روز در پى دلدارى است و عاشق هزار معشوق است دروغ مى‏گوید او دامى گسترده تا صید كند و دانه‏اى پاشیده تا مرغانى به تور اندازد». [1]

عشق، معراج عاشق است و عاشق، اهل وفاست؛ عاشق، خانه دلش را مهمان‏سراى هر شخصى نمى‏كند، عشق، موهبتى آسمانى و پاك است و اگر آلوده به نفسانیّات شد هوس است.

عشق، بحرى است كه چون بر سر طوفان آید * دست شستن زمتاع دو جهان ساحل اوست

آن كس كه هر روز و هر ساعت، با ناپاكى و بى‏عفتى عاشق شخصى است و مدت‏ها، عمر انسان‏هاى پاك را به هدر مى‏دهد عشقش، هوسى بیش نیست. و اسلام عزیز براى پاك نگه‏داشتن روابط عاشقانه، آن را به حدود الهى منحصر كرده است تا انسان به خوشبختى برسد؛ بنابراین آنچه امروز به نام روابط دختران و پسران مطرح است، دامى براى جوانان پاك و باعفّت است تا از این طریق آنان را به فساد بكشانند. اما ازدواج موقت نوعى ارتباط سالم است كه با حفظ شرایط شرعى آن مى‏تواند از التهاب‏هاى جنسى در جامعه جلوگیرى كرد و كسانى را كه به هر دلیل نمى‏توانند ازدواج دائم كنند از فساد جنسى نجات داد. قرآن كریم مى‏فرماید: « وَ الْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ الاّ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَیْكُمْ وَ أُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنینَ غَیْرَ مُسَافِحینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَریضَةً، وَ لا جُنَاحَ عَلَیْكُمْ فیمَا تَرَاضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَریضَةِ، اِنّ اللَّهَ كَانَ عَلیماً حَكیماً» [2]؛ و زنان شوهردار بر شما حرام است مگر آنانى را كه به اسارت مالك شده‏اید (زیرا اسارت آنها در حكم طلاق است) این‏ها احكامى است كه خداوند بر شما مقرر داشته است اما زنان دیگر غیر از آنان كه گفته شد، براى شما حلال است كه با اموال خود آنان را اختیار كنید در حالى كه پاكدامن باشید و از زنا بپرهیزید. و زنانى را كه متعه (ازدواج موقت) مى‏كنید واجب است مهر آنان را بپردازید و گناهى بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یكدیگر توافق كرده‏اید (بعداً مى‏توانید باتوافق، آن‏ را كم یا زیاد كنید) خداوند دانا و حكیم است.

این آیه شریفه بیان مى‏كند شخص مؤمن، در صورت انعقاد عقد موقت، مى‏تواند یك نوع رابطه سالم و مشروع با جنس مخالف خود داشته باشد. مسلمانان صدر اسلام نیز با عمل به این آیه شریفه، براى رفع نیازهاى جنسى خود، ازدواج موقّت مى‏كردند و از اعمال نامشروع، مصون بودند.

زیبایى این حكم اسلامى این است كه شخص، با عمل به آن، نوعى آرامش در خود احساس مى‏كند كه آن را در ارتباطات غیر مشروع نمى‏یابد. البته ازدواج موقت شرایطى دارد كه مهم‏ترین آن، اجازه پدر یا ولىّ (در صورت باكره بودن دختر) است علاوه بر این در ازدواج موقّت آثار مثبتى وجود دارد كه در دوستى بین دختر و پسر نیست براى نمونه؛

1. خانواده از این ارتباط، مطلعند و این كار، از بسیارى خلاف‏ها و آبروریزى‏هاى خانوادگى جلوگیرى مى‏كند.

2. پدرى كه تجربه‏اى عالى در زندگى خود دارد و عمرى را در كانون خانواده گذرانده است، تمام جوانب این مسأله را در نظر مى‏گیرد، او خیرخواه دخترش است و نمى‏گذارد او كارى را كه به مصلحت نیست انجام دهد. و به دخترش مى‏آموزد كه شیفته كلمات عاشقانه‏اى كه واقعیتى پشت آن نیست نشود؛ زیرا این جملات عاشقانه و فریب كارانه، بسیارى را به دام فساد انداخته است.

3. در دوستى بین دختر و پسر، هوس و شهوت، عشق و ارتباط سالم را مى‏پوشاند. گاهى این مسایل موجب متلاشى شدن خانواده‏ها و فرار جوانان از كانون گرم خانواده مى‏شود و پس از مدتى همه پشیمان مى‏شوند؛ گاهى نیز رسوایى‏ها صورت مى‏گیرد و كار به جنگ و كشتار و دادگاه مى‏رسد. پدر، خود را سرزنش مى‏كند؛ چرا بیشتر مراقبت نكرد. دو جوانى كه فریب خورده‏اند نیز خود را عضوى بیهوده و خلاف‏كار كه نه فقط خود، بلكه اطرافیان و جامعه را هم خراب كرده‏اند، مى‏دانند و عذاب وجدان دارند. آیا اگر پدر از این ارتباط آگاه بود و مصلحت آن دو جوان را در این ارتباط مى‏دانست و آن دو را به عقد هم در مى‏آورد بهتر نبود؟

اسلام، مخالف ارتباط سالم بین اعضاى جامعه نیست و هر انسانى به اقتضاى طبیعت انسانى و اجتماعى‏اش به این رابطه نیاز دارد اما سلامت ارتباط، شرط مهمى است. آیا دو جوان كه به اقتضاى سنشان در اوج غریزه جنسى قرار دارند و با كوچك‏ترین كرشمه و ناز، از حالت طبیعى خارج مى‏شوند، مى‏توانند سلامت این نوع ارتباط را به آسانى تضمین كنند؟!

این همه دستورات اسلام درباره پوشش، نحوه گفتار و حتى راه رفتن در جامعه، براى تضمین ارتباط سالم افراد با یكدیگر در خانواده و جامعه است؛ بنابراین براى كنترل غریزه جنسى و رفع این نیاز باید ازدواج دائم كرد و اگر این كار براى كسانى ممكن نیست، ازدواج موقت كنند و این موضوع در احادیث فراوانى مطرح است كه برخى آنها ذكر مى‏شود:

الف) قال ابی عبد اللَّه‏ علیه السلام: «المتعة نزل بها القرآن و جرت به السنة من رسول اللَّه‏ صلى الله علیه وآله وسلم» [3]؛ قرآن كریم، ازدواج موقت را مشروع دانسته و سنت رسول خدا هم بر آن جارى است.

ب) عن ابن نضرة قال: «سألت ابن عباس عن متعة النساء قال: أما تقرء سورة النساء؟ قال: قلت بلى، قال: فما تقرأ فیها: ما استمتعتم به منهن الى اجل مسمى؟ قلت لا، لو قرأتها هكذا ما سألتك، قال: فانها كذا» [4]؛ ابن نضره نقل مى‏كند: از ابن عباس درباره ازدواج موقت زنان پرسیدم، گفت: آیا سوره نساء را نخوانده‏اى. گفتم: بله! خوانده‏ام، فرمود: پس در آن نخوانده‏اى «ما استمتعتم به منهنّ الى أجل  مسمّى»؟ گفتم: خیر، زیرا اگر تلاوت كرده بودم چیزى نمى‏پرسیدم. ابن عباس گفت: به تحقیق حكم ازدواج موقت در این آیه بیان شده است.

ج) عن على‏ علیه السلام: «لولا ما فعل عمر بن الخطاب فى المتعة ما زنى الاّ شقی» [5]؛ امام على علیه السلام فرمودند: اگر عمربن خطاب، مانع از ازدواج موقت نمى‏شد، هیچ شخصى زنا نمى‏كرد مگر افراد شقى و بدبخت.

این عمل (ازدواج موقت)، زمان پیامبر اكرم‏ صلى الله علیه وآله وسلم رایج بوده است، حتى پس از این‏كه عمر بن خطاب از آن منع كرد، عده‏اى آن را انجام دادند؛ زیرا كلام او را با دستور الهى مخالف مى‏دانستند و هیچ آیه و حدیثى كه حكم ازدواج موقت را هم نسخ كند نزد آنان ثابت نبود.

در كتب رجال اهل‏سنّت از شخصى به نام ابن جریح نام برده شده است كه هیچ كس در وثاقت و درستى گفتارش شك ندارد؛ او با هفتاد زن، نكاح متعه انجام داد و چون فقیه اهل مكه در عصر خود بود، این عمل را شرعاً مجاز مى‏دانست. [6]

پاورقی

[1] جواد محدّثى، از همدلى تا همراهى، ج 1، ص 162.

[2] سوره نساء، (4) آیه 24.

[3] كلینى، اصول كافى، ج 5، ص 449، ابواب المتعة، حدیث اول، تحقیق على اكبر غفارى، چاپ دار الكتاب الاسلامیة، 8 جلدى.

[4] طبرى، تفسیر الجامع البیان عن تأویل القرآن، ج 5، ص 18، ناشر دارالفكر بیروت، 30 جلدى.

[5] ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 20، ص 20 ،25 جلدى، دار احیاء الكتب العربیة.

[6] ذهبى، تذكرة الحفاظ، ج 1، ص 170-171، ناشر: مكتبة الحرم المدنى؛ حاشیة كنز العمال، ج 2، ص 646، المتقى الهندى - تحقیق الشیخ بكرى حیانى، الشیخ صفوة السقا - 16 جلدى، چاپ مؤسسة الرسالة بیروت.

نقل  از سایت موسسه مذاهب





طبقه بندی: شبهات وهابیت و جوابشون، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 26 دی 1389 | توسط : سیدرضا | نظرات()