"ایام عزای اباعبدالله احسین (ع)را تسلیت میگوئیم "


پاسخ اجمالی:  از آیات قرآن و سنت پیامبر روشن می شود که اصحاب و افرادی که به مصاحبت پیامبر نایل شده اند ، همه در یک سطح و یک نواخت نبودند ، بلکه گروهی از آنان ، انسانهایی پیراسته و در اوج شایستگی بودند که خدمات ارزنده آنها سبب بارور شدن نهال نوپای اسلام گردید و دسته دیگر از همان آغاز ، افرادی دو چهره و منافق ، بیمار دل و و یا گناهکار بودند

پاسخ  تفصیلی  : از دیدگاه شیعه ، کسانی که به دیدار و مصاحبت پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) تشرف حاصل نموده اند ، به چند گروه ، تقسیم می شوند و ما پیش از آن که به شرح این سخن بپردازیم ، شایسته است به صورت اجمال ، « صحابی » را تعریف نماییم .

در اینجا ، تعریف های گوناگونی

پیرامون صحابی پیامبر وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم :

1 ـ سعید بن مسیب گوید : « صحابی کسی است که به مدت یک یا دو سال با پیامبر بوده و همراه وی در یک یا دو نبرد ، شرکت داشته و جنگیده است » . ( 1 )

2 ـ واقدی گوید : « دانشمندان برآنند که هرکس پیامبر را دیده و به اسلام گرویده و در امر دین ، اندیشه نموده و به آن راضی گردیده است ، نزد ما از اصحاب پیامبر محسوب می شود ، گرچه به مدّت یک ساعت از روز باشد » . ( 2 )

3 ـ محمد بن اسماعیل بخاری آورده است : « هر کس از مسلمانان با پیامبر مصاحبت داشته و یا او را دیده ، از اصحاب آن حضرت است » . ( 3 )

4 ـ احمد بن حنبل گوید : « هر کس یک ماه و یا یک روز و یا یک ساعت ، با پیامبر مصاحبت داشته و یا آن حضرت را دیده ، جزء اصحاب است » . ( 4 )

در میان علمای اهل سنت ، « عدالت صحابه » به عنوان یک اصل مسلّم پذیرفته شده است ، به این معنا که هرکس مصاحبت باپیامبر را درک کرده باشد ، عادل است ! ( 5 )

اینک در پرتو آیات روشنگر قرآن ، به بررسی این سخن می پردازیم و دیدگاه شیعه را که برخاسته از منطق وحی است ، می آوریم :

تاریخ ، نام و نشان بیش از دوازده هزار تن را به عنوان صحابه پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) ضبط نموده است که در میان آنان ، چهره های گوناگونی وجود دارد . شکّی نیست که مصاحبت با پیامبر گرامی ، افتخار بزرگی بود که نصیب گروهی گردید و امت اسلامی پیوسته به دیده احترام به آنان می نگریستند ؛ زیرا آنان ، پیشتازان آیین اسلام بودند که برای نخستین بار ، پرچم شوکت و عزّت اسلام را به اهتزاز درآوردند .

قرآن کریم نیز به تمجید از آن پرچمداران پیشگام می پردازد و می فرماید :

« لا یَسْتَوِیْ مِنْکُمْ مَنْ اَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الفَتْحِ وَقاتَلَ اُولئِکَ اَعْظَمُ

دَرَجَةً مِنَ الَّذِیْنَ اَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَقاتَلُوا » . ( 6 )

ـ آنان که پیش از فتح ( مکه ) ، بخشش و مبارزه نمودند ، نسبت به کسانی که پس از آن ، انفاق و جهاد کردند ، مساوی نیستند ، بلکه در درجه ای بالاتر قرار دارند .

در عین حال باید اعتراف نمود که مصاحبت با پیامبر خدا ، کیمیایی نبوده است که ماهیت انسان ها را دگرگون سازد و همه آنان را تا پایان عمر بیمه کند و در جرگه دادگران قرار دهد .

برای روشن شدن مسأله ، سزاوار است پیش از هر چیز به قرآن که مورد اتفاق همه مسلمانان جهان است ، روی آوریم و در حل این مسأله ، از آن کتاب مقدس آسمانی مدد جوییم :

صحابی از دیدگاه قرآن

در منطق وحی ، انسانهایی که به محضر پیامبر گرامی شرفیاب شده و مصاحبت ایشان را درک کرده اند ، دو دسته اند :

گروه نخستین :

کسانی که آیات جاودانه قرآن ، به مدح و ستایش آنان می پردازد و از آنان به عنوان پایه گذاران کاخ مجد و شوکت اسلام ، یاد می کند و ما در اینجا برخی از فرازهای کتاب الهی را پیرامون این دسته از صحابه ، یادآور می شویم :

1 ـ پیشتازان نخستین

« وَالسّابِقُونَ الاَْوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِیْنَ وَالاَْنْصارِ وَالَّذِیْنَ اتَّبَعُوهُمْ بِاِحْسان رَضِیَ اللهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأعَدَّلَهُمْ جَنّات تَجْرییْ مِن تَحْتَهَا الاَْنْهارُ خالِدِیْنَ فِیها أبَداً ذلِکَ الْفَوْزُ العَظِیْمُ » . ( 7 )

ـ و پیشتازان نخستین از مهاجران وانصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی نمودند ، خدا از آنان خشنود و آنان نیز از خدا خوشنودند و خداوند ، بهشت هایی را که در آنها نهرها جاری است ، برای آنان مهیّا فرموده و این به حقیقت ، رستگاری بزرگی است » .

بیعت کنندگان در زیر درخت

« لَقَدْ رَضِیَ اللهُ عَنِ المُؤْمِنینَ إذْ یُبایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما فِی قُلُوبِهِمْ فَأنزلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ وَأثابَهُم فَتحاً قریباً » . ( 8 )

ـ خداوند از مؤمنانی که در زیر درخت با تو بیعت نمودند ، خوشنود گردید و آنچه در دلهای آنان می گذشت را دانست ، پس آرامش را بر آنان فرو فرستاد و پیروزی نزدیک را به آنان پاداش داد » .

3 ـ مهاجران

« لِلفُقَراءِ المُهاجِرِیْنَ الَّذِیْنَ اُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَاَمْوالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللهِ وَرِضْواناً وَیَنْصُرُونَ اللهَ وَرَسُولَهُ اُولئِکَ هُمُ الصّادِقُونَ » . ( 9 )

ـ برای مستمندان مهاجری که از دیار و دارایی خود رانده و دور شدند ، در جستجوی فضل و خوشنودی خدا هستند و خدا و پیامبر را یاری می نمایند . آنان راستگویان هستند .

4 ـ اصحاب فتح

« مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ وَالَّذِیْنَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَی الْکُفّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ تَریهُمُ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللهِ وَرِضْواناً سِیْماهُمْ فِیْ وُجُوهِهِمْ مِنْ اَثَرِ السُّجُودِ » . ( 10 )

ـ محمد فرستاده خدا است و یاران و همراهانش بر کافران سخت دل و با یکدیگر مهربانند . آنان را در حال رکوع و سجود می بینی که در جستجوی فضل و خوشنودی خدا هستند و بر رخسار آنان ، آثار سجده پدیدار است .

گروه دوم

دسته دیگر از کسانی که مصاحبت پیامبر را درک کردند ، مردمانی بودند دو چهره یا بیمار دل که قرآن کریم به افشاگری ماهیت آنان پرداخته و پیامبر را از وجود آنان بیم می دهد . در اینجا چند نمونه از این گروه را نیز یادآور می شویم :

1 ـ منافقان شناخته شده

« اِذا جاءَکَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ اِنّکَ لَرَسُولُ اللهِ وَاللهُ یَعْلَمُ اِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَاللهُ یُشْهَدُ اِنّ المُنافِقِیْنَ لَکاذِبُونَ » . (1 1 )

ـ ( ای پیامبر ) آنگاه که منافقان نزد تو آمدند و گفتند : ما گواهی می دهیم که تو پیامبر خدایی ، خدا می داند که تو رسول او هستی و هم او گواهی می دهد که منافقان دروغ گویانند .

2 ـ منافقان ناشناخته

« وَمِمَّنْ حَوْلَکُمْ مِنَ الاَْعْرابِ مُنافِقُونَ وَمِنْ اَهلِ الْمَدیْنَةِ مَرَدُو عَلی النِّفاقِ لاتَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ . . . » . ( 2 1)

ـ برخی از بادیه نشینان که در اطراف شما هستند ، منافقانند و برخی از اهل مدینه ، در نفاق فرو رفته اند ، تو آنها را نمی شناسی ، ما می شناسیم .

3 ـ بیماردلان

« وَاِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَالَّذِیْنَ فِیْ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللهُ وَرَسُولُهُ اِلاّ غُرُوْراً » . ( 13 )

ـ هنگامی که منافقان و بیماردلان می گفتند وعده خدا و پیامبر ، فریبی بیش نبوده است !

4 ـ گناهکاران

« و آخَرُونَ اعْتَرَفُوْا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَآخَرَ سَیِّئاً عَسَی اللهُ اَنْ یَتُوْبَ عَلَیْهِمْ اِن اللهَ غَفُورٌ رَحِیْمٌ » . ( 14 )

ـ برخی که به گناهان خود اعتراف کردند ، عمل شایسته را با کار بد به هم آمیختند ، باشد که خدا توبه آنان را بپذیرد ، خدا آمرزنده و مهربان است .

علاوه بر آیات شریفه قرآن ، روایات فراوانی ، از ناحیه پیامبرگرامی در مذمت برخی از صحابه رسیده است که به عنوان مثال دو نمونه از آنها را یادآور می شویم :

1 ـ ابوحازم از سهل بن سعد روایت می کند که گفته است پیامبر گرامی فرمود :

« أنا فرطکم علی الحوض من ورد شرب و من شرب لم یظمأ ابداً و لیردنّ علیّ أقوامٌ أعرفهم و یعرفوننی ثمّ یُحال بینی و بینهم » .

ـ من شما را به سوی حوض ، می فرستم هرکس بر آن وارد شود از آن می نوشد و هرکس بنوشد ، تا ابد تشنه نمی شود و گروه هایی بر من وارد می شوند که من آنان را می شناسم و آنان نیز مرا می شناسند ، سپس بین من و آنان ، جدایی می افتد .

ابوحازم گفته است در حالی که من این حدیث را می خواندم ، نعمان بن ابی عیاش شنید ، پس گفت : این چنین از سهل شنیدی ؟ گفتم آری . گفت : گواهی می دهم که ابوسعید خدری نیز بر این حدیث چنین اضافه می کرد که پیامبر می فرماید :

« اِنَّهُمْ مِنِّی فیقال انّک لاتدری ما أحدثوا بعدک فأقول سحقاً سحقاً لمن بدَّل بعدی » . ( 15 )

ـ آنان از من هستند . پس گفته می شود تو نمی دانی که آنان بعد از تو چه کردند ! پس من می گویم دور باد از رحمت خدا آن که پس از من ( احکام را ) دگرگون ساخت .

از این جمله که « من آنها را می شناسم و آنان مرا می شناسند » و جمله دیگر که فرمود : « پس از من ، دگرگون ساخت » معلوم می گردد که مراد از آنان ، اصحاب آن حضرت هستند که مدّتی با ایشان همراه بودند ( این حدیث را بخاری و مسلم نیز ، روایت نموده اند ) .

2 ـ بخاری و مسلم از پیامبر روایت کرده اند که فرمود :

« یرد علیَّ یوم القیامة رهطٌ من اصحابی ـ أو قال من أمّتی ـ فیحلؤون عن الحوض فأقول یا ربّ أصحابی فیقول انّه لاعلم لک بما أحدثوا بعدک اِنّهم اِرتدّوا علی أدبارهم القهقری » . ( 16 )

ـ در روز رستاخیز ، گروهی از اصحاب من ـ یا فرمود از امّتم ـ برمن وارد می شوند پس از حوض ( کوثر ) دور می گردند ، ( از ورود و نزدیک شدن آنان به حوض کوثر جلوگیری می شود ) پس من می گویم : « خدایا ! این ها اصحاب من هستند » ، خدا می فرماید : تو به آنچه آنان پس از تو انجام دادند ، آگاه نیستی ، آنان به همان حالت سابق ( دوران جاهلیت ) بازگشتند .

نتیجه

از آیات قرآن و سنت پیامبر روشن می شود که اصحاب و افرادی که به مصاحبت پیامبر نایل شده اند ، همه در یک سطح و یک نواخت نبودند ، بلکه گروهی از آنان ، انسانهایی پیراسته و در اوج شایستگی بودند که خدمات ارزنده آنها سبب بارور شدن نهال نوپای اسلام گردید و دسته دیگر از همان آغاز ، افرادی دو چهره و منافق ، بیمار دل و و یا گناهکار بودند . ( 71 )

و بدین بیان ، نظر شیعه در مورد صحابه پیامبر که همان دیدگاه کتاب خدا و سنت است ، روشن می گردد .

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ اسدالغابه ، ج 1 ، ص 11 و 12 ، طبع مصر .

2 ـ اسدالغابه ، ج 1 ، ص 12 ـ 11

3 ـ همان

4ـ همان

5 ـ الاستیعاب فی اسماء الاصحاب ، ج 1 ، ص 2 ، در حاشیه « الاصابه » ، اسدالغابه ، ج 1 ، ص 3 به نقل از ابن اثیر

6 ـ حدید : 10

7 ـ توبه : 100

8 ـ فتح : 18

9 ـ حشر : 8

10 ـ فتح : 29

11 ـ منافقون : از آیه اول تا آخر

12 ـ توبه : 101

13 ـ احزاب : 12

14 ـ توبه : 102

15 ـ جامع الاصول ( ابن اثیر ) ، ج 11 ، کتاب الحوض فی ورود الناس علیه ، ص 120 ، ح 7972 .

16 ـ جامع الاصول ، ج 11 ، ص 120 ، ح 7973

17 ـ برای توضیح بیشتر ، به قرآن مجید ، سوره منافقون مراجعه فرمایید .





طبقه بندی: اعتقادات وهابیت،  شبهات وهابیت و جوابشون، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 10 آذر 1390 | توسط : سیدرضا | نظرات()