"ایام عزای اباعبدالله احسین (ع)را تسلیت میگوئیم "


پاسخ اجمالی : اسلام ، در هر زمانی توانایی حل مشکلات جوامع بشری را دارد نیز ، مشروعیت چنین نکاحی را با رعایت شرایط یاد شده ، تأیید می نماید ؛ زیرا امروزه یکی از روشهای نجات جوانان از منجلاب فساد و تباهی ، همان ازدواج موقت در چهارچوب شرایط خاص می باشد .

 پاسخ تفصیلی : نکاح پیوندی است بین زن و شوهر . چیزی که هست این پیوند ، گاهی به صورت دائمی است و حد و مرزی برای آن در عقد ، بیان نمی شود و گاهی همان ماهیت ، به صورت محدود ، موقت و بامدتمعین است . هر دو به عنوان ازدواج شرعی انجام می گیرد و

تفاوت این دو تنها در « دائم » و « موقت » بودن آن است . در سایر خصوصیات با یکدگیر همانند و یکاسنند . شرایطی را که اینک یادآور می شویم در نکاح « متعه » بسان « ازدواج دائم » معتبر است :

1 ـ زن و مرد باید مانع شرعی در ازدواج ؛ از قبیل نسب و سبب و دیگر موانع شرعی ، نداشته باشند و گرنه عقد آنان باطل است .

2 ـ مهریه مورد رضایت طرفین باید در عقد ذکر شود .

3 ـ مدت ازدواج معین باشد .

4 ـ عقد شرعی اجرا گردد .

5 ـ فرزندی که از آنان متولد می شود ، فرزند مشروع آنان است .

همانگونه که برای فرزندان متولد شده بانکاح دائم ، شناسنامه گرفته می شود ، باید برای فرزندی که درنتیجه نکاح موقت متولد می گردد ، شناسنامه اخذ گرددو دراین مورد نیز تفاوتی بین عقدا دائم و موقت وجود ندارد .

6 ـ نفقه فرزندان ، بر پدر است و اولاد از پدر و مادر ارث می برند .

7 ـ آنگاه که مدت ازدواج به پایان رسید ، اگر زن در حد یائسه نباشد ، باید عده شرعی نگه دارد و اگر در اثنای عده روشن شود که باردار است ، باید از هر نوع ازدواج خودداری کند تا وضع حمل نماید .

همچنین ، سایر احکام ازدواج دائم باید درمورد متعه رعایت شود تنها تفاوت این است که چون ازدواج متعه برای رفع ضرورت ها تشریع شده است ، هزینه زن بر عهده شوهر نیست و در صورتی که زن به هنگام عقد ، شرط میراث ننماید ، از شوهر خود ارث نمی برد . و روشن است که این دو تفاوت ، تأثیری درماهیت نکاح ندارند .

همگی معتقدیم که آیین اسلام ، شریعت جاودانی و خاتم است که پاسخگوی تمام نیازها می باشد . اینک می گوییم جوانی که به منظور ادامه تحصیلات خود باید سالهای متمادی در یک کشور و یا شهر غریب به سر ببرد و به علت امکانات محدود ، نمی تواند به ازدواج دائم دست یابد ، در برابر خود سه راه مشاهده می کند که باید یکی از آنها را انتخاب کند :

الف ـ به همان حالت عزب باقی بماند .

ب ـ در منجلاب فحشا و آلودگی ها سقوط کند .

ج ـ در چهارچوب شرایط یاد شده ، با زنی که ازدواج او شرعاً جایز است ، برای مدت معینی ازدواج نماید .

در مورد صورت نخست باید گفت که غالباً با شکست روبرو می شود ، هر چند افراد انگشت شماری می توانند قید هر نوع عمل جنسی را بزنند و صبر

و بردباری پیشه سازند ولی این روش ، برای همه قابل اجرا نیست .

فرجام کسانی که راه دوم را برگزینند نیز تباهی و بیچارگی است و از دیدگاه اسلام عملی است حرام . و اندیشه تجویز آن به بهانه ضرورت ، نوعی گمراهی فکری و کج اندیشی می باشد .

بنابراین ، تنها راهِ سوم متعین می شود که اسلام آن را پیشنهاد نموده و در زمان پیامبر نیز به آن عمل می شد و بعدها مورد اختلاف واقع گردید .

دراینجا از یادآوری یک نکته ناگزیریم و آن این که : کسانی که از نکاح متعه هراس دارند و آن را نامشروع می پندارند ، باید توجه داشته باشند که همه فقها و محققان اسلامی ، نظیر آن را ازنظر معنا ، در عقد دائم پذیرفته اند ، و آن این که زوجین ، عقد دائم ببندند ولی نیت هر دو آن باشد که بعد از یک سال و یا کمتر و بیشتر ، به وسیله طلاق از هم جدا گردند .

روشن است که چنین پیوندی ، به حسب ظاهر دائمی و در حقیقت موقت است و تفاوتی که این گونه نکاح دائم بامتعه دارد این است که متعه ، در ظاهر و باطن ، محدود و موقت است ولی این نوع ازدواج دائم ، به ظاهر پیوسته و همیشگی و در باطن محدود می باشد .

کسانی که این نوع از ازدواج دائم را ، که مورد پذیرش همه فقهای اسلامی است ، تجویز می کنند ، چگونه از تشریع و تجویز نکاح متعه بر خود بیم وهراس راه می دهند ؟

تا اینجا با ماهیت ازدواج متعه آشنا شدیم . اکنون وقت آن است که با دلائل حلال بودن و تشریع آن آشنا گردیم و شایسته است در اینجا در دو مرحله سخن بگوییم :

1 ـ مشروع بودن نکاح متعه در صدر اسلام .

2 ـ نسخ نشدن این حکم شرعی در زمان رسول خدا .

دلیل روشن مشروع بودن متعه ، این آیه است :

« فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنّ قآتوهُنّ أجُوُرَهُنّ فَرِیْضَةً » . ( 1 )

ـ پس هرگاه ، از آن زنان بهره مند شدید ، مزد آنان را ( که مهر معین است ) بپردازید .

الفاظ این آیه به روشنی گواه است که در مورد ازدواج موقت وارد شده ؛ زیرا :

اولاً : واژه « استمتاع » بکار رفته ، که ظاهراً در مورد « نکاح موقت » است . اگر نکاح دائم منظور بود نیاز به قرینه داشت .

ثانیاً : لفظ « اُجُورَهُنَّ » به معنای « مزد آنان » بکار برده شده است که گواه روشنی برمتعه است ؛ زیرا در مورد نکاح دائم کلماتی از قبیل « مهریه » و « صداق » بکار می رود .

ثالثاً : مفسّران شیعه و سنی بر آنند که آیه یاد شده ، در مورد نکاح متعه نازل گردیده است .

جلال الدین سیوطی در کتاب تفسیر « در المنثور » از ابن جریر و سدی نقل می کند که آیه فوق در مورد متعه است . ( 2 )

همچنین ، ابوجعفر محمد بن جریر طبری در تفسیر خود ، از سدی و مجاهد و ابن عباس نقل می کند که این آیه در مورد نکاح موقت است . ( 3 )

رابعاً : صاحبان صحاح و مسانید و جوامع روایی نیز این حقیقت را پذیرفته اند ؛ به عنوان مثال مسلم بن حجاج در صحیح خود به نقل از جابر بن عبدالله و سلمة بن اکوع ، روایت می کند که گفته اند : « خرج علینا منادی رسول الله ( علیه السلام ) فقال انَّ رسول الله قد أذن لکم أن تستمتعوا ؛ یعنی متعة النِّساء » . ( 4 )

ـ منادی پیامبر به سوی ما آمد و گفت : رسول خدا به شما اجازه استمتاع ( بهره مند شدن از زنها ) ؛ یعنی نکاح متعه زنان را عنایت فرمود .

روایات صحاح و مسانید در این زمینه ، بیش از آن است که در این نوشتار بگنجد . بنابراین ، اصل تشریع متعه در صدر اسلام و درعصر پیامبرگرامی مورد پذیرش دانشمندان و مفسران اسلامی است . ( 5 )

اینک ، سؤال این است : آیا مفاد آیه متعه منسوخ شده است ؟

شاید کمتر کسی پیدا شود که در مورد اصل مشروع بودن متعه در زمان رسول خدا تردید کند ، سخن درباره بقا و منسوخ نشدن این حکم است .

روایات و تاریخ اسلام ، حاکی ازآن است که عمل به این حکم الهی تا زمان خلافت خلیفه دوم در میان مسلمانان ، رایج بوده و خلیفه ، بنابر مصالحی از آن ، نهی کرده است .

مسلم بن حجاج ، در صحیح خود ، نقل می کند که ابن عباس و ابن زبیر ، درباره متعه نسا و متعه حج ، اختلاف نمودند ، جابر بن عبدالله گفت :

« فعلناهما مع رسول الله ( صلّی الله علیه وآله ) ثمّ نهانا عنهما عمر فلم نعد لهما » . ( 6 )

ـ ما همراه با پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) هر دو را انجام می دادیم ، سپس عمر مارا از آن دو نهی کرد و از آن پس دیگر به آن دو نپرداختیم .

جلال الدین سیوطی درتفسیر خود به نقل از عبدالرزاق و ابوداود و ابن جریر و آنها از « حکم » روایت می کنند که از وی سؤال شد آیا این آیه « متعه » نسخ شده است ؟ گفت نه ، و علی ( علیه السلام ) فرمود :

« لولا انّ عمر نهی عن المتعة ما زنی الاّ شقیّ » . ( 7 )

ـ اگر عمر از متعه جلوگیری نکرده بود ، جز افراد شقاوتمند ، کسی به زنا آلوده نمی شد .

علی بن محمد قوشچی نیز گوید : عمر بن خطاب بر روی منبر گفت :

« ایّها الناس ثلاث کنّ علی عهد رسول الله أنا أنهی عنهنّ و أحرّمهنّ و أعاقب علیهنّ و هی متعة النّساء و متعة الحجّ و حیّ علی خیر العمل » . ( 8 )

ـ ای مردم ، سه چیز در زمان رسول خدا بود که من آنها را نهی و تحریم می کنم و انجام دهنده آنها را به مجازات می رسانم . آنها عبارتند از « متعه زنان » ، « متعه حج » و « حی علی خیر العمل » .

لازم به ذکر است که روایت در این زمینه بیش از آن است که در اینجا یادآور شویم . ( 9 )

باید گفت که متعه از اقسام نکاح و ازدواج است ؛ زیرا نکاح به دائم و موقت تقسیم می گردد و زنی که با وی عقد نکاح موقت بسته می شود ، زوجه انسان و شوهر او نیز زوج آن زن می باشد و طبعاً چنین ازدواجی داخل در آیات مربوط به ازدواج است .

اگر قرآن می فرماید :

« وَالَّذِیْنَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ اِلاّ عَلی اَزْواجِهِمْ اَوْ ما مَلَکَتْ اَیْمانُهُمْ » . ( 10 )

ـ و آنانکه دامان خود را پاک نگاه می دارند مگر بر ازواج و جفت های خود یا کنیزان که مال آنها هستند .

زنی که به عقد موقت در چهارچوب شرایط یاد شده درآمده است ، از افرادو مصادیق « اِلاّ علی أزواجهِم » ( یعنی مگر بر جفت های خود ) می باشد و از چهارچوب آن خارج نیست ؛ به این معنا است که زنی که با عقد نکاح متعه به ازدواج مردی درمی آید ، همسر و زوجه او خواهد بود و واژه « ازواجهم » آن را شامل می گردد .

و اگر آیه یاد شده ( در سوره مؤمنون ) ، معاشرت جنسی را برای دو گروه از زنان تجویز می کند ؛ یکی همسران و دیگری کنیزان ، زنی که با نکاح موقت ، به ازدواج درمی آید ، در قسم اول ( همسران ) داخل است . شگفت از سخنانی کسانی که آیه یاد شده در سوره مؤمنون را ناسخ آیه متعه در سوره نساء دانسته اند . در حالی که همه می دانیم آیه ناسخ باید پس از آیه منسوخ نازل شود ، ولی در این مورد جریان به عکس است ، سوره مؤمنون که به عنوان ناسخ پنداشته شده ، مکی است ( یعنی در مکه مکرمه ، پیش از آن که پیامبر گرامی به مدینه مهاجرت نماید ، نازل گردیده است ) و سوره نساء که آیه متعه را دربردارد ، مدنی است ( بدین معنا که در شهر مدینه ، بعد از هجرت پیامبر فرو فرستاده شده است ) .

اینک می پرسیم آیه واقع در سوره مکی چگونه می تواند ناسخ آیه ای باشد که در سوره مدنی است ؟

دلیل روشن دیگری که بر نسخ نشدن آیه متعه در زمان پیامبر گواهی می دهد ، همان روایات فراوانی است که نسخ شدن آن را در زمان رسول خدا انکار می کنند ، نظیر روایتی که جلال الدین سیوطی در « در المنثور » نقل نمود و شرح آن گذشت . ( 1 1)

در پایان این نکته یادآور می شویم که امامان اهل بیت که به حکم حدیث ثقلین ، موجب هدایت امت و قرین جدایی ناپذیر قرآنند ، به مشروع بودن و نسخ نشدن ازدواج متعه ، تصریح نموده اند . ( 2 1)

و این که اسلام ، در هر زمانی توانایی حل مشکلات جوامع بشری را دارد نیز ، مشروعیت چنین نکاحی را با رعایت شرایط یاد شده ، تأیید می نماید ؛ زیرا امروزه یکی از روشهای نجات جوانان از منجلاب فساد و تباهی ، همان ازدواج موقت در چهارچوب شرایط خاص می باشد .

 

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ نساء : 24

2 ـ دّرالمنثور ، ج 2 ، ص 140 ، در ذیل آیه یاد شده

3 ـ جامع البیان فی تفسیر القرآن ، جزء 5 ، ص 9

4 ـ صحیح مسلم ، جزء 4 ، ص 130 ، ط مصر

5 ـ به عنوان نمونه برخی از این مدارک را یادآور می شویم :

1 ) صحیح بخاری ، باب تمتّع ، 2 ) مسند احمد ، ج 4 ، ص 436 و ج 3 ص 356 ، 3 ) الموطّأ ( مالک ) ، ج 2 ، ص 30 ، 4 ) سنن بیهقی ، ج 7 ، ص 306 ، 5 ) تفسیر طبری ، ج 5 ، ص 9 ، 6 ) نهایه ابن اثیر ، ج 2 ، ص 249 ، 7 ) تفسیر رازی ، ج 3 ، ص 201 ، 8 ) تاریخ ابن خلکان ، ج 1 ، ص 359 ، 9 ) احکام القرآن ( جصاص ) ، ج 2 ، ص 178 ، 10 ) محاضرات راغب ، ج 2 ، ص 94 ، 11 ) الجامع الکبیر ( سیوطی ) ، ج 8 ، ص 293 ، 12 ) فتح الباری ابن حجر ، ج 9 ، ص 141

6 ـ سنن بیهقی ، ج 7 ، ص 206 و صحیح مسلم ، ج 1 ، ص 395

7 ـ در المنثور ، ج 2 ، ص 140 ، در ذیل آیه متعه

8 ـ شرح تجرید قوشچی ، مبحث امامت ، ص 484

9 ـ برای آگاهی بیشتر ، به مدارک و اسناد ذیل مراجعه فرمایید :

1 ) مسند احمد ، ج 3 ، ص 356 و 363 ، 2 ) البیان و التّبیین ( جاحظ ) ، ج 2 ، ص 223 ، 3 ) احکام القرآن ( جصاص ) ، ج 1 ، ص 342 ، 4 ) تفسیر قرطبی ، ج 2 ، ص 370 ، 5 ) المبسوط ( سرخسی حنفی ) ، کتاب الحج ، باب القرآن ، 6 ) زاد المعاد ( ابن قیّم ) ، ج 1 ، ص 444 ، 7 ) کنزالعمال ، ج 8 ، ص 293 ، 8 ) مسند ابی داوود طیالسی ، ص 247 ، 9 ) تاریخ طبری ، ج 5 ، ص 32 ، 10 ) المستبین ( طبری ) ، 11 ) تفسیر رازی ، ج 3 ، ص 202 ـ 200 ، 12 ) تفسیر ابوحیّان ، ج 3 ، ص 218 .

10 ـ مؤمنون : 6 ـ 5

11 ـ در المنثور ، ج 2 ، ص 140 و 141 ، در ذیل آیه متعه

12 ـ وسائل الشیعه ، ج 14 ، کتاب النکاح ، باب اول از ابواب متعه ، ص 436





طبقه بندی: شبهات وهابیت و جوابشون،  اعتقادات وهابیت، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 20 شهریور 1391 | توسط : سیدرضا | نظرات()