نقد و بررسی:
اولا؛ تحلیلی که قفاری برای ساختگی بودن اندیشه مهدویت ارائه کرده، اگر درست باشد، بیش از آنکه اعتقاد به غیبت را نفی کند، اصل اندیشهی مهدویت را باطل میکند؛ چرا که با این تحلیل، چون جامعه مسلمان به انحطاط و ضعف گرایید، و فساد و بیعدالت در آن گسترش یافت، و در خود توان مقابله با آن را نمیدیدند، مهدویت را اختراع کردند، و به ظهور مهدی موعود و گسترش عدالت و چیدن شدن فساد و ستمگری او دل خوش کردند.
شبههی
چهارم:
شیعه در طول تاریخ آرزو داشت دارای یک قدرت سیاسی مستقلی باشد، تا دارای جامعهای با رهبریّت امامشان باشد، وقتی آرزوهایشان به یأس تبدیل میشود، سرخورده و تحقیر شده، ناگزیر از واقعیت میگریزند و به آرزوها و خیالات روی آورده تا از ناکامیهای خود راه نجاتی بیابند.
نقد و بررسی:
1. قفاری اصرار پارهای از شیعیان را به انکار رحلت امام و ادعای حیات و غیبت او تعجّب آمیز خوانده است، حال آنکه تعجّب او، خود تعجّب برانگیز است؛ چرا که از قضا همین اصرار خود بهترین گواه بر این است که اندیشه غیبت مهدی موعود آن قدر ریشهدار، عمیق و مسلم است که شیعه در طول تاریخ نسل به نسل و سینه به سینه اندیشه غیبت مهدی موعود را با خود حمل کرده و در آن اندکی تردید نداشته است.
شبهه سوم:
اعتقاد به امر امامت و اصرار به وجود آنان در میان شیعه مسئلهای متحیر کننده است، این اصرار چنان است که مرگ آنان را انکار و یا مدّعی میشوند که آنان بعد از مرگشان زندهاند، یا برای کسی که فرزندی ندارد فرزندی اختراع میکنند. مهمترین دلیل این اصرار و دفاع از اعتقاداتشان به دست آوردن پیروان بیشتر است، چرا که
نقد و بررسی
1. اولا؛قفاری از قمی و نوبختی نقل میکند "که برای آن حضرت جانشینی دیده نشد و فرزندی از او مشاهده نشد." ولی با دقت در مفهوم و متن می توان به سادگی دریافت که مراد قمی و نوبختی از دیده نشدن و آشکار نشدن نبود فرزندی برای امام عسکری و نبودن امامی بعد از ایشان نیست.
ثانیا؛ این سؤال برای همه جویندگان حق ایجاد میشود که آقای قفاری که مدام دم از بیان حقیقت میزند؛ چرا ...
شبه دوم:
"پس از وفات حسن عسکری(امام یازدهم شیعه در سال 260 هجری) برای او جانشینی دیده نشد و فرزندی از او شناخته نشد." کتابهای شیعیان به این مطلب اعتراف کردهاند، پس شیعه سر در گم شد؛ چرا که در باورهایشان امام یعنی حجت خدا بر روی زمین و او مایه امنیت زمین است؛ زیرا که در اعتقاداتشان اگر زمین بدون امام شود اهلش را در خود فرو می برد، ولی امام از دنیا رفت و جانشینی از خود باقی نگذاشت و زمین بدون امام ماند و هیچ اتفاقی نیفتاد.
نقد و بررسی:
شما نخستین گروه از مردم که قائل به غیبت شد را
فرقه سبئیه دانستهاید و حال آنکه این خلط بزرگی است. آقای قفاری
اولا؛تاریخ خود در
وجود شخصی به نام عبدالله بن سبا تردید دارد، شما از کدام کتاب و منبع نقل میکنید
که وی رئیس فرقه سبئیه بود.
ثانیا: شما میتوانید به تاریخ طبری (ج2ص 442) یا تاریخ یعقوبی که از نظر زمانی
هم بر طبری پیش است (ج2ص 114) و نیز برای اطمینان بیشتر به سرور کتب خود صحیح بخاری(خ4
ص 194) مراجعه کنید، در تمام این کتب به صراحت بیان شده است که اولین کسی که قائل به
بحث غیبت شده جناب خلیفه دوم شما عمر بن خطاب
شیعیان پیرو امام خیالی
شبهه یکم
قفاری در کتاب خود می نویسد:
ایمان به امام غایب در میان بسیاری از فرقههای
شیعه رواج دارد، چرا که آنان پس از مرگ امامشان به همیشگی بودن حیاتش و بازگشت او در
آینده به عنوان مهدی اعتقاد دارند.
فرقهها جز در تعیین مصداق امامی که باز خواهد گشت
اختلاف نظر ندارند، شهرستانی و نوبختی و.... سبئیه را نخستین فرقهای میدانند که در
علی(امام شیعیان) توقف و بر غیبت او معتقد شدند. این فرقه معتقد بود که علی نمرده و
نمیمیرد تا اینکه بر عرب حکومت کند و زمین را هم چنان که از ظلم و ستم پر شده است
از عدل و داد سرشار میکند، پس در انتظار بازگشتن او
یکی از کتاب هایی که به ظاهر به نقد و بررسی منصفانه مذهب تشیع پرداخته کتاب" اصول مذهب الامامیه الاثنی عشریه " است. نویسنده ی این کتاب دکتر ناصر بن عبدالله بن القفاری فارغ التحصیل دانش گاه قصیم و عضو هیئت علمی و مدیر گروه الاهیات و مذاهب معاصر همین دانشگاه است و این کتاب درواقع رساله ی دکترای وی به شمار می رود که در سه جلد منتشر شده است، وی برای نگارش رساله اش به مصر، عراق، بحرین، کویت و پاکستان سفر کرد. کتاب اصول مذاهب با وجود اینکه از کتب تازه به چاپ رسیده علیه شیعه است، ولی به دلیل گوناگونی مباحث و حجم بالای شبهات، نزد وهابیان جایگاه ویژه ای پیدا کرده است، به گونه ای که